من در خود گم شدم
تنها فر و ریختم
صدایش را کس می نشنید
طوفانی از آه و اشک
رویایی بر باد رفته
فردایی فرو ریخته
برچسب: نویسنده: علی قنبریپور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1398 ساعت: 6:06
نمیدانم نمیدانم
یا من گم شده ام ، یا مرا گم کرده اند
همه چیز ناشناس
حتی صورتی که در آیینه می بینم
شاید
آیینه هم
رویایی از فردا باشد
من نمیدانم
تو ،،،،، نمیدانم می دانی یا نه
برچسب: نویسنده: علی قنبریپور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1398 ساعت: 6:06
این هم برای تو غریبه ی آشنا
اگر گونه ات را خیس دیدی
مطمین باش
در سرچشمه ی آن
روزی من هم
مسافری بودم که آرزوی چشیدن
جرعه ای از آن را داشتم
تا
فردا را بی رویا نگذرانم
برچسب: نویسنده: علی قنبریپور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1398 ساعت: 6:06
آنچه می نویسم
چکیده ی از اشک است
چون
کنعان در پی یوسف
از هر نسیمی
نشانی می خوانم
شاید
یا خود را بیابم
یا رویایی برای فرداآنچه می نویسم
چکیده ی از اشک است
چون
کنعان در پی یوسف
از هر نسیمی
نشانی می خوانم
شاید
یا خود را بیابم
یا رویایی برای فردا
برچسب: نویسنده: علی قنبریپور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1398 ساعت: 6:06
برفی از سفیدی بارید بر سرم
همه گفتند آسمان بخشش ریخته
یکی گفت اردش بیخته
الکش آویخته
هر که از دید خویش سنجیده
همه خواهند دید
به فردا نرفته به پیری رسیده
برچسب: نویسنده: علی قنبریپور تاريخ: پنجشنبه 27 تير 1398 ساعت: 6:06